شهيد سيد عبد الكريم هاشمى نژاد
215
درسى كه حسين ( ع ) به انسانها آموخت ( فارسي )
فصل شانزدهم خطابهاى آتشين يا محاكمهء رئيس حكومت سخنان اهريمنى و رعبانگيز يزيد كه در آن مقدسترين معتقدات اسلامى را آشكارا انكار كرد و بىشرمانه سخن از انتقام از پيغمبر به ميان آورد و كشتن حسين عليه السّلام و ياران آزادهء او را در برابر شكستى كه نصيب كفار قريش در جنگ بدر شده بود ، قرار داد ؛ در سراسر مجلس طنين شومى انداخت و اثرى بسيار بد بر افكار و دلها نهاد . آيا يزيد به پيغمبر ناسزا مىگويد ! و دشمنان آن حضرت و كفار را به عظمت ياد مىكند ! ؟ آرى ، اين يك حقيقت تلخ و دردناك است و اين نخستين بارى است كه مردى به نام خليفهء اسلام ! تمام مقدسات اسلامى را آشكارا مورد استهزا و انكار قرار مىدهد ! اما آيا كسى مىتواند بر آن جرثومهء ننگ و فضيحت اعتراض كند ! سايهء شوم و سهمگين قدرت يزيد چنان بر سراسر كشور و بر سر همه سايه افكنده بود كه كمترين اعتراض به وى ، مرگ حتمى و قطعى را در بر داشت . ولى آيا قدرت يزيد از نظر خاندان اسير حسين عليه السّلام هم اين گونه است و تا اين درجه وحشتانگيز ؟ ! آيا از اين همه ترسى كه در دلهاى همگان از حكومت ستم و استبداد فرزند معاويه وجود دارد در دلهاى قافلهء اسيران هم خبرى هست ؟ ! قطعا نه ، آنها اگر از قدرت يزيد احساس وحشت مىكردند ، از همان ابتداى كار در برابر او تسليم مىشدند و بيعت با او را ننگ و ذلت و خوارى نمىشمردند . آرى ، اينجاست كه بايد كاروان تبليغ حسين عليه السّلام حساسترين وظيفهء حياتى خويش را انجام دهد و با سخنان كفرآور يزيد سخت به مقابله برخيزد ، آخر مگر نه اين است كه آنها اسارت را پذيرفتند تا اسلام و عدالت و آزادى را از اسارت حكومت كفر و الحاد